تالاب ها نزدیک شش درصد از كره زمین را در بر می گیرد، و همواره سفره خانه ی مهمان نوازی برای انسان بوده است.
تالاب ها با قابلیت زادآوری، نقش مهمی در بقای گونه های بی شماری از گیاهان و جانوران وابسته به خود ایفا كرده و ذخیره گاه مهمی برای انبوه پرندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی مهرگان بوده اند.
ایران ٢٢ تالاب بینالمللی دارد كه نام همه آنها در كنوانسیون رامسر به ثبت رسیده است. یكی از شروط ثبت نام تالاب در این كنوانسیون پذیرا بودن حداقل ٢٠هزار پرنده مهاجر در سال است. در این میان خشكسالی، استثنائاتی مانند تالاب هامون را به وجود آورده است. این در حالی است كه سال گذشته تالاب میانكاله به تنهایی از ٥٠٠ هزار پرنده مهاجر پذیرایی كرد. این نكته را نیز نباید فراموش كرد كه تالابهای بسیار دیگری در ایران پذیرای پرندگان مهاجر و بومیاند اما در لیست كنوانسیون رامسر به ثبت نرسیدهاند.
كنوانسیون حفاظت از تالابهای جهان در بهمن ١٣٤٩به میزبانی دولت ایران و در شهر رامسر منعقد شد و تا به امروز ١٣٨كشور جهان به این كنوانسیون بین المللی ملحق شدهاند.
در حال حاضر یك هزار و ٣٢٨تالاب به مساحت١١١میلیون و ٩٠٠ هزار هكتار در سایت رامسر به عنوان تالابهای بینالمللی به ثبت رسیده كه از این تعداد، ٢٢تالاب بینالمللی یعنی یك میلیون و ٣٢۷هزار و ٩٢٠هكتار در ایران واقع شدهاند.
تالاب میانكاله، دریاچه پریشان، دریاچه ارومیه، دریاچه نیریز، مرداب انزلی، تالاب شادگان، هامون سرابی و هیلمند، دریاچه قوپی، هامون پوزاك، شورگل، بندر كیاشهر، امیركلایه، قوری گل، مجموعه آلاگل، آلما گل و آجی گل، خوران، مجموعه رود شور، رود شیرین و رود میناب، رود گز و رود حرا، تالاب گاوخونی، خلیج گواتر، جزیره شیدوار، تالاب قمیشان و تالاب فریدون كنار تالابهای بینالمللی ایران هستند.
از میان این تالابها، ارومیه، انزلی،شادگان، هامون، گاوخونی مهمترین آنها هستند كه متاسفانه تمام این پنج تالاب در وضعیت وخیمی قرار دارند.
تالاب شادگان
از مهمترین تالابهاى جهان است، سه هزار صیاد ماهى و هزار و پانصد صیاد پرنده از طریق تالاب زندگی مىكنند و ارزش آن به مراتب از واحدهاى بزرگ صنعتى مانند فولاد خوزستان بیشتر است. برخى از فعالان دوستدار محیط زیست در خوزستان بر این باورند که متولیان طرح توسعه نیشكربا وجودآلاینده بودن صنایع توجه جدى به جبران خسارتهاى ناشى از اجراى طرح نمىكنند.
در این تالاب ١٥٢ نوع پرنده از٣٨خانواده شناسایی شده است كه به همراه مهاجران آبزی مانند پلیكان پاخاكستری، عقاب دریایی دم سفید، اردك مرمری و اردك طلایی بهشت زیبایی را در این گستره از میهن ما به وجود آورده است.
در میان این تالابها كه همگی دارای وضعیت نامناسبی هستند، شادگان وخیمترین وضعیت را دارد.
تالاب شادگان با داشتن تنوع بالای جانوری و گیاهی كه در صورت حفاظت میتوانست به یكی از مهمترین قطبهای گردشگری ایران تبدیل شود، هم اكنون در حال تبدیل شدن به بزرگترین فاضلاب ایران است.
تالاب شادگان در مسیر یكی از بزرگترین و مهمترین مسیرهای کوچ پرندگان مهاجر قرار گرفته است. بسیاری از پرندههای مهاجر شمالی در كوچ سالانه خود از این تالاب به عنوان مقصد نهایی استفاده كرده و به زادآوری میپردازند.
تخریب این تالاب از زمانی آغاز شد كه در تابستان ۷٩ و پس از درگیرى در شهرستان آبادان و خرمشهر به دلیل شورى آب، مسئولان طرح توسعه نیشكر پساب هاى صنعتى طرح را به سمت تالاب شادگان هدایت كردند
وضعیت تالابهای شور گل، یادگارلو و درگهسنگی، گرده قیط و میمند، قره قشلاق، دریاچه گپی و سد نوروزلو كه محل زیست بسیاری از پرندگان مهاجر است، به دلیل خشكسالیهای پی در پی، تغییر كاربری و احداث سازههای آبی، بحرانی شده است.
پایین رفتن سطح آب و افزایش شوری آن در اثر برداشت بیرویه آب و خشكسالی دریاچه ارومیه، این تالاب بزرگ را در خطر جدی قرار داده است.
دریاچه ارومیه نمونه باشكوهی از یك دریاچه طبیعی آب شور است كه با وسعتی حدودپنج هزار كیلومتر مربع بزرگترین دریاچه نمك در ایران است و تالابهای شیرین واقع شده به صورت اقماری در اطراف دریاچه نامبرده، اهمیت تنوع زیستی این دریاچه را صد چندان كرده است.
این دریاچه كه یكی از مهمترین و باارزشترین تالاب های ایران است، در اوایل دهه ١٣٥٠، به عنوان پارك ملی و در سال ١٣٥٥ از سوی سازمان یونسكو ، به عنوان ذخیرهگاه بیوسفر اعلام شده است. همچنین این دریاچه كه جزو تالابهای با اهمیت بینالمللی محسوب میشود، در سال ١٣٥٤به كنوانسیون حفاظت از تالابها معرفی شده و جزو مناطق دارای اهمیت برای پرندگان است.
در حوزه دریاچه ارومیه، دریاچه گپی، شورگل، یادگارلو و درگهسنگی تا كنون به عنوان سایت رامسر تعیین شدهاند و در خارج از حوزه اكولوژیكی، در حدود چهل كیلومتری شرق تبریز، سایت رامسر دیگری به نام قوری گل نیز وجود دارد. بنابراین حوضه آبریز دریاچه ارومیه شامل تالابهای مهم فراوانی است كه ٦مورد از آنها تحت ٤عنوان در كنوانسیون رامسر به ثبت رسیدهاند.
مطالعات انجام شده نشان میدهد كه خطرهای جدی دریاچه را تهدید میكند و نشانه هایی مبنی بر كاهش كاركردهای اكولوژیكی آن به دلیل فعالیتهای انسانی مشاهده میشود. تنظیم و ذخیره آب رودخانهها در پشت سدها و برداشت آب برای مقاصد كشاورزی و از رودخانههای دریاچه و كاهش آب ورودی به دریاچه، فاضلابهای صنعتی و شهری تصفیه نشده و یا نیمهتصفیه شده و نیز پساب حاصل از طرحهای آبیاری بر كیفیت آب دریاچه و ایجاد بزرگراه شهید كلانتری كه تاثیر مهمی بر گردش آب و شوری و حیات آرتمیا داشته است، دریاچه را مورد تهدید جدی قرار داده است.
«بندعلیخان» با اردك، غاز، آبچلیك و چنگرهایش هنوز میتواند فرصتی برای تجربه تماشای پرندگان باشد.
این تالاب در سی و پنج كیلومتری جنوب شهرستان ورامین واقع شده است. گفتن اینكه بندعلیخان رو به نابودی می رود. آلودگی آب (كه از فاضلاب كارخانه چرمسازی ناشی میشود) و شكار بیرویه پرندگان روی آبزی در این منطقه نگرانی دوستداران محیط زیست را سبب شده است.
طرحهای زیادی برای جلوگیری از آلودگی بندعلیخان اجرا شده است. كارخانه چرمسازی ملزم شده است فاضلاب خود را تصفیه كند اما با این حال آبی كه وارد تالاب میشود آلوده است. یكی از شگفتیهای این تالاب تصفیه خود به خود آب آن است. به طوری كه در ابتدای تالاب باكتریها به تصفیه آب مشغولاند و پس از چند متر نیزار به چشم میخورد. نی تنها در محیط آب شیرین رشد میكند و وجود نیزار در این تالاب نشان دهنده تصفیه خود به خود آب در آن است.
معضل دیگر این تالاب شكار بیرویه پرنده در آن است. به طوری كه به گفته پرویز بختیاری، راهنمای تورهای تماشای پرندگان در ساحل تالاب بندعلیخان به وفور پوكه یافت میشود و حتی ممكن است حین تماشای پرندگان، پرندههای در حال پرواز را دید كه در اثر شلیك گلوله سقوط میكنند.
تالاب بندعلیخان زیستگاه و یا محل زمستانگذرانی پرندگانی چون اردكهای روی آبچر (سرسبز، فیلوش و خودكا) است. غازها و آبچلیكهای پاسبز و پاسرخ را هم میشود به وفور دید اما بیش از همه در این تالاب چنگر یافت میشود.
دریاچه یا تالاب پریشان " فامور "
این دریاچه درسه کیلومتری روستای ایازآباد که دردوازده کیلومتری کازرون قراردارد ، به وجود آمده است .آب دریاچه ی پریشان ، شیرین است ولی برای آشامیدن چندان مناسب نیست درداخل این دریاچه ، ماهی هایی به صورت آزاد زیست می کنند . ازاین دریاچه ، برای پرورش ماهی نیزاستفاده میشود . پرندگان مهاجرآبزی نیزدرفصل مهاجرت دراطراف دریاچه دیده میشوند . نام دریاچه ی پریشان که فامور هم نامیده میشود ، ازنام چشمه ای گرفته شده که منبع اصلی تامین آب دریاچه است .
حداکثروسعت آن هجده کیلومترمربع است که درتابستان به حداقل رسیده وحالت باتلاقی پیدا میکند . میانگین عمق آب این دریاچه یک و نیم متراست که دربعضی ازسالها به دو مترنیزمیرسد ..جلوه های بهاری وپاییزی این دریاچه جذاب ودیدنی است ، مراتع وگلزارهای حاشیه ی دریاچه وپرندگان وحشی آن ، گردشگاه طبیعی جالب توجهی را به وجودمی آورد .
ارزشهای زیست محیطی دریاچه کم نظیروقابل توجه است .
تالاب پریشان از جمله تالابهای مهم كشور است. این تالاب محل زمستان گذرانی تعداد زیادی از پرندگان در معرض انقراض است .اردك، پلیكان، غاز، درنا، حواصیل، آنقوت، اگرت، چنگر ، طاووسك ، عروس غاز، اردك مرمری، اردك سرسفید و پلیكان خاكستری در تالاب پریشان زادآوری و تخمگذاری میكنند.
تالاب گاوخونی
كه سالها در مرز خشكسالی به سر میبرد با گشایش یكباره كانال زاینده رود به سمت تالاب در حال زنده شدن است. این تالاب كه سالها با پیامدهای ناشی از كم آبی در حوضه زاینده رود مواجه بود با پر آب شدن زاینده رود و قطع آبیاری زراعی دوباره احیا میشود.
با این كه كارشناسان اعتقاد دارند آب زاینده رود هم برای مصارف شهری كافی است هم برای تالاب، اما واگذاری حوزه آبخیز این رود به زمینهای زراعی، تالاب را از بین برده و سبب خشكسالی شده است.
پیش از این تنها آب باریكهای از بخش كشاورزی در انتهای رودخانه زاینده رود وارد تالاب گاوخونی میشد. به همین دلیل از پهنه آبی گسترده، پوشش گیاهی درهمتنیده و خیل پرندگان مهاجر آبزیان این تالاب اثری دیده نمیشد.
همزمان با اجلاس اوپك كه در اصفهان برگزار شد سهمیه آب واگذاری به زمینهای زراعی قطع شد تا سطح آب در مسیر شهر بالا بیاید. بالا آمدن آب باعث افزایش آب ورودی به تالاب شد.در همین زمان فلامینگوها جذب این آب شده و شروع به جوجه آوری كردند. جوجه آوری فلامینگوها بر اثر آبی كه به دلیل زیباسازی شهر به تالاب رسیده بود باعث شد تا سازمان حفاظت محیط زیست دلیل خوبی برای مقابله با وزارت نیرو كه متولی واگذاری آب زاینده رود به زمینهای زراعی بود داشته باشد.
زمینهای کشاورزی اطراف اصفهان برای برنج كاری مناسب نیست اما درآمدی كه وزارت نیرو از این راه به دست می آوردسبب شده حقابه تالاب هر روز كمتر و كمتر شود. باریكه آبی كه پس از اجلاس اپك و زادآوری فلامینگوها به تالاب می رسد نمی تواند این تالاب را زنده كند اما خشك شدن و از بین رفتن آن را به تاخیر میاندازد.
قطع جریان آب زاینده رود به تالاب گاو خونی چرخه طبیعی این منطقه را دستخوش تغییرات اساسی ساخته و تا هنگامی كه سهم آب گاوخونی از محل زاینده رود به این تالاب داده نشود، هر گونه فعالیتی برای احیای آن بی فایده خواهد بود. هرز آبی كه از محل اراضی كشاورزی وارد تالاب میشود برای تداوم حیات آن كافی نیست و حتی طرح های انتقال آب نیز كمكی به احیای آن نخواهد كرد.
. مساحت تالاب قبل از خشكسالی ۷٠ هزار هكتار با ١١۷كیلومتر محیط بود كه چهل و هفت هزار هكتار آن را دریاچه وبقیه را زمینهای خیس اطراف تالاب تشكیل می داد.
این تالاب یكی از تالاب های بسیار با ارزش كشور است كه در استان اصفهان قرار دارد. شاید به دلیل فراوانی گورخر در گذشته در دشت های پیرامون تالاب و مرگ شكارچیانی كه به امید شكار این حیوانات اسیر مرگ در محیط های باتلاقی این منطقه می شدند، آن را گور خونی نامیدهاند كه بعدها به گاو خونی تبدیل شده است. اما تعریف دیگری از نام تالاب در منطقه وجود دارد مبنی بر این كه گاو خونی در اصل گاوخانی به معنی چاه بزرگ بوده است.
گاوخونی یكی از نادرترین تالاب های موجود در فلات مركزی ایران و از نظر تنوع چرخه طبیعی و ارزش های زیستگاهی منحصر به فرد است و بدین جهت در ردیف تالاب های بین المللی قرار گرفته است.
رشد جمعیت و مهاجرت، افزایش سطح اراضی كشاورزی و روش های نادرست آبیاری، توسعه زیاد فضاهای سبز درون شهرها از جمله چمن و طرح های انتقال آب زاینده رود به سایر مناطق، افزایش مصارف صنعتی و خشكسالی از عمده علل خشك شدن تالاب گاوخونی بوده است. تالاب گاوخونی اصفهان كه هنوز ناشناخته مانده، دارای جلوه هایی بكر، زیبا و پررمز و راز است. این تالاب به دلیل ارزش های نهفته زیست محیطی، نقش و اهمیت منحصر به فرد در جلوگیری از گسترش كویر، پذیرش دهها هزار پرنده بومی و مهاجر و تثبیت تپه های شنی، از اهمیت و ارزش ویژهای برخوردار است. مطالعه تاریخ و گذشته تالاب گاوخونی، حكایت از آن دارد كه این زیستگاه از لحاظ تنوع آبزیان و حیات وحش، به مراتب غنی تر از حال بوده است و جانورانی مانند گورخر، آهو، یوزپلنگ، خوك و پرندگان بسیاری در آن میزیستهاند.
منبع : سایت علمی دانشجویان ایران