تبليغاتX
مدیریت منابع آب و محیط زیست ایران

مدیریت منابع آب و محیط زیست ایران

برآوردها نشان مي دهد تحت تاثير عواملي مثل فرسايش خاک و نابودي پوشش گياهي، سالانه يک درصد به مساحت بيابان هاي ايران افزوده مي شود.

به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران و بر اساس تحقيق انجام شده توسط مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي کشور بررسيها نشان ميدهد در سي سال گذشته حدود سي درصد به مساحت بيابانهاي ايران افزوده شده که نشانگر سالانه يک درصد افزايش مساحت بيابانهاي کشور است.
بر اساس اين گزارش انتظار مي رود با توجه به تشديد روند فرسايش خاک در ايران در ساليان آينده شاخص بيابانزايي در ايران افزايش يافته و حتي بيشتر از متوسط رشد سالانه يک درصد شود. هم اکنون حدود نيمي از مساحت ايران بياباني است و در يک پنجم از مساحت کشور زادآوري زيستي در حداقل ممکن بوده و اصطلاحا بيابان مطلق ناميده مي شود. ايران در صدر کشورهاي رودررو با پديده فرسايش خاک قرار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 17:10  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

ویژگی مهم نشست مذکور، حضور همزمان جمعی از مسئولین و کارشناسان رده بالای مرتبط با وزارت نیرو، از جمله آقایان مهندس فروغی، علیرضا دائمی (مشاور معاون وزیر در امورمدیریت منابع آب و آبشناسی یونسکو)، هدایت فهمی (معاون دفتر برنامه‌ریزی کلان آب و آبفا)، مجید سیاری (معاونت طرح و توسعه شرکت مدیریت منابع آب) و علی نورزاد (رئیس دانشکده صنعت  آب وبرق) و جمعی از صاحب‌نظران و کارشناسان شناخته شده‌ محیط زیستی ایران از جمله آقایان حمیدرضا خدابخشی، دکتر محمد مهدوی(استاد دانشگاه تهران)، محمد درویش (عضو هيات علمي موسسه ي تحقيقات جنگل ها و مراتع)، فاطمه ظفرنژاد (پژوهشگر حوزه ي آب) ، عباس محمدی (مدير گروه ديده بان كوهستان - فعال محيط زيست) و سرهت رسول(از کشور ترکیه) است.

میزبان این برنامه بسیار ارزشمند، گروه دوستداران محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف در سالن سبز دانشکده مهندسی شیمی خواهند بود.

"به امید حرکت و نگاهی نو در مسائل مرتبط با آینده ی سدسازی و محیطزیست در ایران"

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 2:3  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

متن زیر بخشی از سخنان پروفسور کیانی از اساتید برجسته ی مدیریت منابع آب آمریکا در خصوص وضعیت امروز آب کشور به خصوص بحث انتقال آب خزر است. خواندنش را به شما توصیه می کنم:

" این که دشت‌های ما به آب نیاز دارند قبول. این‌که کسری و یا تراز منفی برداشت آب‌های زیرزمینی 5 میلیارد متر مکعب است، یک زنگ خطر برای کشور ما است. اما خواهش می‌کنم مطالعات، پیش بینی، ‌راهکار و ‌اولویت بندی‌های این طرح انتقال آب خزر را به من هم نشان دهید. می خواهم بدانم که این طرح کجا مطالعه شده و چه مسیری برای اجرای آن انتخاب شده است. از کجا برداشت شود و قرار است به کدام دشت آب برسد. قرار است آب صنعتی ارائه شود یا کشاورزی. قرار است با چه قیمتی این آب تحویل داده شود. چقدر از قیمت این آب توسط دولت ارائه می‌شود و چقدر توسط مردم. قرار است چقدر از بودجه ملی هزینه شود. آیا این طرح مجوز قانونی و مصوبه مجلس گرفته شده است؟! مصوبه نهادهای تصمیم‌گیری مربوطه را من به شخصه نیافتم؟ خواهش می‌کنم مجموعه مستندات را من نیز نشان دهید.

من به جد مدافع تئوری برنامه ریزی، ‌مدیریت، ‌اجرای واحد در حوزه آب کشورم.  به نظرم آب مقوله واحد ملی است و نیاز به یک تصمیم، ‌اراده و اجرای ملی دارد. نباید و نمی‌توان برای آب، منطقه‌ای تصمیم گرفت. واقع امر این است که باید موضوع آب جدی‌تر از انرژی در نظر گرفته شود. چه کسی درباره نگاه‌های غیرکارشناسانه در حوزه آب به نسل آینده پاسخگو است؟! چه تصویری از ما در ذهن نسل آینده شکل خواهد گرفت؟! [در خصوص مباحث سیاسی هم در ایران، من به شخصه طرح سوال دارم] بر اساس چه مبنایی مسئول و نماینده ما [در کشور] خواستار حفر چاه در حوزه انتخابیه خود می‌شود؟!
[به نظر من اساسا طی سالهای اخیر] حرکت ما در کشور [چه در بعد تحقیقات دانشگاهی و چه در بعد مدیرتی] به سمت یکپارچه سازی تصمیم‌گیری و سیاست‌ها و پیوستگی مطالعه،‌ مدیریت و اجرا است. اما شاهدیم دوباره طرح‌هایی مطرح می‌شوند که یک گسست فاحش در این حوزه ایجاد می‌کند.

[مساله ی دیگر اینکه، من هم معتقدم]، آب حوزه اشتغال دارد ولی این طور نیست که به راحتی به منابع آب دست اندازی شود. اینجاست که توسعه اشتغال غیرکشاورزی اعتبار می باید. مثلا بعضا گفته شود چون می‌خواهیم اشتغال ایجاد کنیم بگوییم صد شغل در جنگل مهیا کنیم تا درخت‌ها را قطع کنند. این چه جای اشتغال است؟! کار تولید شود تا انسان‌ها [متضرر] شوند؟!
اساسا من منتقد ِ برخورد سیاسی، منطقه‌ای و جزیره‌ای با مقوله آب هستم."

 

پروفسور کیانی بعد از ذکر این نکات به من گفتند که اسم و رسم ایشان را به کل اشتباه گفته ام و من از این بابت کلی شرمسار شدم. ایشان به من یادآوری کردند که اسم ایشان مصطفی و فامیلشان پورمحمدی است . اساسا نه پروفسوری در آمریکا بوده اند و نه ادعای آن را داشته اند و خاطرنشان کردند که مسئولیت فعلی ایشان تنها نظارت و بازرسی بر امورات کل کشور است. همچنین به من یادآوری کردند که متن سخنرانی ایشان را دیگر به علاقه ی خود، بالا و پائین (تقدم و تاخر) نکنم.

این شوخی را کردم که ببینید متن پیش روی را می توانستید از زبان ِ یک استاد تازه از فرنگ برگشته و پخته به لحاظ دانش مدیریت و برنامه ریزی آب و محیط زیست بشنویم. استادی که هر روز به یک نشست و یک همایش پُر خرج دعوتش میکردیم تا همین سخنان را برایمان بگوید و ما هم در سالن جلسه در حضور بسیاری دیگر از بزرگانی که در مدیریت آب و محیط زیست این کشور استخوان ترکانده اند، سَری از روی تائید تکان بدهیم. اما خوبی ماجرا اینجاست که این سخنان را نه یک استاد دانشگاه (که سخنانش هیچگونه ضمانت اجرایی در کشور ندارد) بلکـــــه رئیـــس کل بازرسی کل کشور بیان کرده است. پس بر آن شدم که پیشنهادی را به شرح زیر ارائه کنم:


در اینجا، من به نمایندگی از خودم در این منطقه و دیگر مناطق،

 کمپیـــن حمـــایت از رئیس سازمــــــان بازرســــــی کل کشـــــــور

را اعلام کرده و امید دارم کارشناسان، اساتید و دانشجویان دغدغه مند آب و محیط زیست کشور به این کمپین بپیوندند.... باور کنید شاید سالها طول بکشد که سازمانِ بازرسی کل کشور، رئیسی در آینده ی این کشور به خود ببیند که اینگونه و با این فراخنای تدبیر و تکیه بر نظرات کارشناسی، پیگیر امور برنامه ریزی و مدیریت کلان در حوزه آب کشور باشد!

با تبلیـــغ و تبـییـــن بیانات ایشان، حـرف و سخـــن ِخود را (که محلی از اِعراب در گفتمان غالب کشور ندارد)، از زبان ِعالی ترین مقام ِنظارت کشور به گوش مردم و رسانه ها برسانید.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 16:24  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

دوستی مرا گفت دریاچه­های این دیار، رو به احتضارند؛ او با عــِـرق شیرازی­اش خشک شدنِ دریاچه پریشان را نشانه گرفته بود....می­دانستم درست می­گوید ... اما با خود گفتم آن چیز که بیشتر از گذشته دراین دیار، درحال خشک شدن است "وجــدان ِ مردم" است و آن چیز که پریشان­تر ، "احــوالِ آنان".


سفـــــرهای نوجوانی در ذهن آدم، دنیاها خاطرات شیرین و رنگارنگ برجا میگذارد، به خصوص آنکه یک سر ِ سفــر، "دریـــا" باشد. یادم می آید بعد از 10-12 ساعت توی ماشین نشستن و پدیدار شدن رگه هایی از دریای آبی در افق جاده، منتظر بودم که بابا دیر یا زود بگه "بچه ها رسیدیم ....اینم از دریا!" با خودم میگفتم ُ اونوقت نوبت منه که اون چیزی رو که توی کلاس جغرافی یادگرفته بودم با صدای بلند به عرض بابا و بقیه اهل بیت برسونم که "نه بابا!! این «دریا» نیست ... یک «دریاچه» اس...تازه میدونستید؟...بزرگترین دریاچه ی توی دنیاس".....مطابق پیش بینی،  بابا گفت و من باسرعت فشنگ نطقش رو کور کردم. دیگر اینکه ما چرا نامش را خزر گوییم و دیگران کاسپین گویند و اساسا اینکه چرا هیچ دریایی در جهان تاکنون به اندازه­ی این دریا نام های گوناگون نداشته است، از جمله مباحثی بود که همه ی اهل بیت داخل ماشین مجبور بودند افاضه­ی فضلِ نوجوانِ تازه به دوران رسیده شان را، بشنوند؛ چرا که قاعدتا نه خودشان میتوانستند از ماشین پیاده شوند و نه اینکه توانایی فرستادن من به هواخوری خارج از ماشین را در آن وضعیت داشتند.

روزها از آن داستان میگذرد و امروز پس از یادآوری و مرور قیافه ی اهل بیت در آن لحظات دشوار در ماشین با خودم می گویم..بازهم خوش به حال اون روزهــــا!! این روزها همه اش خبر از بین رفتن دریاچه­ها را دراین دیار می شنوم و خوانم. دقیقا یادم می آید سوال "بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران کدام است؟ (75/0 نمره)" امتحان ثلث دوم جغرافی اول راهنمایی را با نوشتن عبارت "دریاچه پرشان" پاسخ دادم. اما امروز خبرهای خشک شدن و خودسوزی همان دریاچه را در تمام وسعت اینترنت (والبته نه میز مسئولین و دانشگاهیان) قابل رهگیری و ردیابی است[1][2][3][4].

از وقتی که فهمیدم "کنوانسیون" چه فرقی با "سوسپانسیون" دارد، با خودم میگفتم چه ابهتی داره "ژنو" که کنوانسیونی بشردوستانه به نوع بشر ارائه می­کند. "کیوتو" چه دغدغه مند توانسته اجماعی رو ایجاد کند که تا تغییرات آب و هوا در هرگوشه ی دنیا مطرح می­شود نام او بر سرِ زبان­ها جاری می شود. اما روزی که فهمیدم ایران هم دستی بر این ماجراهای باپرستیژ داشته ، آنهم کنوانسیونی با نام "رامسر"ِ زیبا و سرسبز خودمان در خصوص حفاظت از تالابهای جهان آنهم چهــل سال پیش، اَبرو هام رو دادم بالا و گفتم"عجــــب!!"

دیاری داریم یگانه ی روزگار! دیاری که سرآمدِ فرسایش خاک در جهان است. دیاری که رحم و شفقتی بر دریاچه های خود روا نمیدارد. دیاری که روایت "دریاچه آرال" را می بیند و تراژدی "دریاچه ارومیه" را رقم می زند[5]. دیاری که توانایی مادر بودن برای تالابهای ریز و درشتش را از دست داده است. مادری که طی اعصار متمادی توانسته بود، بی هیچ کم و کاست، حقوق کودکانِ خویش از حق ِحیات، به آنان بدهد. اما امروز وضعیت هامون، انزلی، آلاگل ، آلماگل و آجی‌گل، شادگان و نیریز و کمیجان در فهرست " مونترو" (فهرست قرمز) همان کنوانسیونِ وطنی یعنی رامسر قرار گرفته‌اند. بحرانی بودن وضعیت تالاب‌های دریاچه ارومیه و گاوخونی و تالاب پریشان نیز امری مبرهن است و نیاز به شاخص  و اندیکاتور سازمانهای بین المللی ندارد[6].

از اینها که بگذریم سخن مقامات ارشد وزارت سدسازی کشور(بخوانیدش نیرو) خوش تر است! آنگاه که انتقال آب از دریاچه خزر را به کویرمرکزی ایران امری کارشناسی می­پندارند. حال آنکه یک برگه از فاز مطالعات را برای تنویر افکار کارشناسان و دغدغه مندان و تکدیر اذهان مردم منتشر نکرده و یکـــــسره کلنــــگ اجرایی برداشت نیم میلیاردی آب را بر پيكره ي اکوسیستم ِآسیب پذیر و شکننده ی خزر می کوبند[7].

متحریم که چه علاقه ای داریم که تاریخ را (با همه ی هزینه های سنگینش) پیاپی تکرار کنیم!؟

 اگر داستان آرال را از صیادانِ بیکار و مردمانِ کوچیـــده به غربت و مبتلا شده به هزاران دردِ لاعلاج نشنیده ایم، اگر حکایت تالاب هورالعظیم را از اهوازی ها جویا نشدیم که چگونه می­شود آدمی صبح از خواب برخیزد و آنگاه که به آسمان نظرکند،  گمان برد که ایراد از ساعت روی دیوار است که زمان را اشتباه نشان می دهد[8]، حداقل امیدوارم حافظه زیست محیطیمان دوام حافظه ی سه ثانیه ای ماهـــی قرمز را داشته باشد و روح در حال احتضــــار "دریاچــه ارومیــه" را در پیشـــگاه خود حاضــر و ناظـــر ببینــد.

 نمی دانم اما شاید خزر بارها در خلوت خود این جمله را زمزمه کرده باشد که:

  "ای کاش من بزرگِ دریاچگان جهـــان نبودم!... اصلن کاش من جزء دریاچه ها نبودم! یا اگر هم بودم کاش جایی در نزدیکی ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک بودم! ... ای کاش دریاچه نبودم ....ای کــــــــاش دستم به آب دیگری می رسید تا آنگاه با کمک همگنانِ هندی و اطلسی و آرامی ام، "سونامــی" ای عظیم و بنیان کن بر ســرِ این موجوداتِ آزمند فرو می آوردیم تا انتقام آنهمه تالاب و دریاچــه ی یتیم را یکجــا از ایشان می ستاندیم، تا به آنها بفهمانیم ضعیف کشی آخر و عاقبت ندارد...... آه، ای کـــاش هنوز هم به آبهــــای آزاد دسترسی داشتم که به هنگامه ی بالاآمدنِ دیر یا زودِ دریاها، آنـــگاه که از عصیــــانِ این بشر دوپا، اژدهــــای خفته­ی اجدادمان از زیریخ­های جنوبگان بیدار می­شود...این دفعه، این من باشم که نظاره گر نابودی آنان باشم!!!...

 اما نه!!! این اوهام ساخته ی ذهن خسته و آزرده ی من است! آری، انتقام، نـــه!... ما هرچه باشیم، چـه تالاب و چـه دریاچــــه، زنـــده به اصـــــل دریایــــی خویشیــــم".

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:12  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

 برخی کارشناسان مانند مهندس درویش معتقدند که : اگر قرار باشد عملیات نجات دریاچه را موکول به پاکسازی نمک آن کنیم؛ آنگاه با بضاعت نرم افزاری، سخت افزاری و لجستیکی موجود؛ شاید به بیش از 55 سال زمان نیاز داشته باشیم. زمانی که سبب مرگ منطقه و فروافت شدید پایداری بوم شناختی آن را فراهم خواهد کرد. اما نکته ای که دکتر لک متذکر می شوند، این است که میزان نمک موجود در بستر دریاچه ارومیه، بسیار کمتر از 10 میلیارد تنی است که تاکنون اعلام شده است و باید حدود 20 درصد از آن پاکسازی شود. اما ایشان هنوز برای این رقم، عددی نمی توانند ارایه دهند؛ و اعلام عدد دقیق را منوط به تحقیق و کار بروی آن دانستند.

متن خـــــــــــــــــبر:

بررسی های متخصصان در مرکز زمین شناسی دریایی سازمان زمین شناسی نشان می دهد که دریاچه ارومیه در وضعیت فوق اشباع قرار دارد و آبگیری آن نتایج مطلوب را نخواهد داشت. آن ها معتقدند باید به طریقی بخشی از نمک رسوب کرده در بستر دریاچه را برداشت و پس از آن اقدام به آبگیری کرد.

راضیه لک»، مدیر گروه زمین شناسی دریایی سازمان زمین شناسی کشور در مورد شرایط کنونی دریاچه ارومیه می گوید: «دریاچه ارومیه پیش از این چهارده متر عمق داشته اما در حال حاضر به یک محیط پلایایی تبدیل شده است که برای حل مشکل دریاچه ارومیه لازم است در گام نخست محیط پلایایی به محیط دریاچه ای تبدیل و پس از آن آبگیری انجام شود.»
 
او در توضیح محیط های پلایایی می گوید: «محیط های پلایایی محیط هایی هستند که در آن ها نمک به میزان زیاد رسوب کرده و در واقع عمق آن ها کاهش یافته و در نهایت عمقی ندارند و به همین دلیل میزان تبخیر در آن ها بسیار بالاست، این موجب می شود که بابت خشکسالی ها و اقلیم، اکوسیستم هایی بسیار شکننده و حساس باشند و به دریاچه هایی فصلی تبدیل شوند.»
 
اما در جایی که غلظت نمک دریاچه ارومیه در تابستان گذشته 400 گرم بر لیتر بوده است و در حال حاضر ضخامت نمک در بستر دریاچه یک متر است، آبگیری دریاچه مشکلی حل نخواهد کرد.
 
«لک» در مورد دلایل علمی این موضوع می گوید: «اگر آب را در شرایط کنونی وارد دریاچه ارومیه کنیم، آب وارد شده صرف حل کردن نمک می شود و در نتیجه آبی با املاح بالا به وجود خواهد آمد.»
 
به اعتقاد او، باید راهکاری اندیشید و به طریقی بخشی از نمک از محیط رسوبی دریاچه را خارج کرد والا اگر این محیط، پلایایی باقی بماند همیشه در معرض خشکی قرار خواهد داشت.
 
عوامل انسانی مهم ترین عوامل بحران دریاچه ارومیه
 
«لک»، عوامل خشک شدن دریاچه ارومیه را بیش از هر چیز عوامل انسانی می داند و معتقد است که عوامل اقلیمی تاثیر بسیار کمتری در شرایط کنونی دریاچه ارومیه داشته اند.
 
به گفته او، ساخت پل شهید کلانتری، استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی و در نهایت سد زدن بر رودخانه هایی که به دریاچه منتهی می شده اند، مهم ترین عوامل انسانی ایجاد شرایط بحرانی در دریاچه ارومیه هستند.
 
بر اساس مطالعات انجام شده در مرکز زمین شناسی دریایی، پل کلانتری در میانه دریاچه ارومیه و در جایی ساخته شده است که جریان های شمالی- جنوبی وجود داشته و محیط پر از انرژی بوده است، با ساخته شدن پل، در اطراف آن محیط به نسبت آرامی ایجاد شده است که این مساله به بالا رفتن سرعت رسوب گذاری تا 10 ها برابر در اطراف پل انجامیده است، به علاوه این که پل تبادل آب شور و شیرین را که در شمال و جنوب دریاچه وجود داشته را مختل کرده است.
 
از سوی دیگر، سد زدن بر رودخانه های منتهی به پل نه تنها موجب کم شدن حقابه دریاچه شده، بلکه موجب شده است که رسوباتی که از طریق رودخانه ها به دریاچه می رسیده، در پشت سدها بماند و به دریاچه نرسد و این مورد موجب کم شدن فرونشینی دریاچه ارومیه شده شود، در نتیجه با افزایش رسوب نمک و کاهش فرونشینی، عمق دریاچه کاهش یافته است.
 
به گفته لک، در حالی که همگان به کاهش عمق دریاچه ارومیه از بالا توجه می کنند، باید توجه داشت که از پایین نیز به علت رسوب گذاری، عمق آن کم شده است.

منبع:خبرگزاری میراث فرهنگی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:37  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

انجمن ژئوپلیتیک ایران با همکاری شهرداری تهران، مراسم نکوداشتی جهت دکتر محمد حسین پاپلی یزدی برگزار می کند.

زمان: 19 اردیبهشت 1391 از ساعت 18:00 الی 00 :21

مکان: بزرگراه شهید گمنام- تفاطع بزرگراه کردستان- تالار ایوان شمس

برای آشنایی کلی با زمینه ی کارهای دکتر میتونید به اینجـــــــا مراجعه کنید.

جمله ی معروفی از ایشان است که به اشتباه به نام پروفسور حسابی در فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شود. گفتاری که به حق، می توان بر آن در کمال انصاف، صحه گذاشت (برای مطالعه بیشتر به ویکی گفتار ارجاعتان میدهم). در مدتی که در کنار ایشان مشغول به فعالیتم ، معتقدم او به راستی در کار خود "اوستا" است و میداند که چه می خواهد ... او درک بسیار دقیقی از جامعه ایران دارد و البته برای دوستان و کارشناسان آبی او چهره ی شناخته شده و صاحب نظر در خصوص تشکل های آب بران و هیدروپلیتیک است... امید دارم تمامی اساتیدی که در کار خویش عصاره ی روزگار ما هستند، از نامهربانی همـــگِنان خویش کمینه در امان مانند و جامعه قدرشـــان را تا زنده اند پاس دارد. باشد که همه ما رستگـــــــــار شویم  :)

چنانچه دوست داریم که اگر روزی روزگاری خدمتی برای خدا ، خلق خدا و مملکتمان کردیم ... کمینه در دل بدانیم که جامعه قدردان ما خواهد بود...باید از امروز شروع کنیم... باید قدردان کسانی که به نوعی زحمت برای اعتلای این مملکت کشیده اند باشیم...خواه با نوع نگاهشان موافق باشیم یا نباشیم ! .. خیابان فــــرهنگ از همین جا آغاز می شود!

آنجمله هم در خصوص تعریف "جهان سوم" این بود:

"جهان سوم جایی است که هرکس بخواهد، مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود و هرکس بخواهد خانه‌اش آباد باشد، باید در تخریب مملکت خویش بکوشد" (پروفسور پاپلی یزدی)

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 15:29  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

 انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد به عنوان ناشر کتابهای سبز، در نظر دارد همه ساله همزمان با روز جهانی زمین در دوم اردیبهشت ماه،‌ سخنرانی سالانه علمی‏ را جهت طرح مهمترین مسائل زیست محیطی کشور برگزار نماید. به همین منظور از یکی چهره‌های برجسته و تاثیر‌گزار داخلی یا خارجی در حوزه محیط‌زیست دعوت به ‎عمل می ‎آورد تا چکیده اندیشه و تجارب خود را در جمع دانشجویان، اساتید، پژوهشگران و فعالان محیط زیست ارائه نماید. هدف از برگزاری این برنامه ضمن گرامیداشت روز زمین، قدرشناسی از تلاش فعالان حوزه محیط زیست و صاحبان اندیشه سبز، ایجاد زمینه مناسب ارتباط فعالان و علاقمندان محیط‌زیست با چهره‌های برجسته این حوزه، جلب توجه بیشتر رسانه‌ها به‎ موضوع محیط‌زیست و تاثیرگذاری بر افکار عمومی در زمینه محیط زیست می‏باشد.
اولین جلسه از این سلسله سخنرانی‎ ها، دوم اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ با حضور دکتر مجید مخدوم فرخنده، استاد دانشگاه تهران و چهره تاثیرگذار محیط زیست ایران، ساعت 5 عصر در ساختمان مرکزی جهاد دانشگاهی مشهد واقع در پردیس دانشگاه فردوسی برگزار خواهد گردید.


عنوان سخنرانی دکتر مخدوم "تولید ناخالص ملی و بروز مشکلات محیط زیست" است و ایشان کوشش خواهند کرد با نشان دادن شواهدی 25 ساله ثابت کنند که چرا محیط زیست ما دچار آشفتگی شده و می شود.


دکتر مجید مخدوم فرخنده در سال 1324 در شهرستان رشت بدنیا آمد. او دارای دکترای رشته ارزیابی اثرات محیط زیست و تعیین ظرفیت برد از دانشگاه ماکواری سیدنی در سال 1359 می باشد. دکتر مخدوم مدرک کارشناسی ارشد رشته مهندسی جنگل و مرتع از دانشگاه تهران در سال 1346 ،کارشناسی ارشد آمایش سرزمین از دانشگاه ملی استرالیا در سال 1355و دکترای رشته ارزیابی اثرات محیط زیست و تعیین ظرفیت برد از دانشگاه ماکواری سیدنی در سال 1359 است. وی پس از کسب دکترا در رشته ارزیابی اثرات توسعه بر محیط زیست به ‏عضویت هیئت علمی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران درآمد و تا سال 1389 در این دانشگاه به ‏تدریس اشتغال داشت. مجید مخدوم فرخنده در کنار آموزش و تدریس به ‎کارهای اجرایی و مشاوره نهادها و ارگان‎های دولتی و خصوصی می‏ پردازد.
دکتر مخدوم در سال ۱۳۸۴، به پاس خدماتش به محیط زیست ایران، جایزه محیط زیست را از فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران دریافت کرد. وی همچنین در طول خدمت پر بار خود بیش از 27 لوح و جایزه را کسب کرده است. دکتر مجید مخدوم در کنار تدریس به مطالعه و تحقیق می ‏پردازد و بیش از بیست طرح تحقیقاتی را در حوزه محیط زیست به انجام رسانیده است که از جمله مهمترین آنها می ‏توان به تهیه مدل‎های بومی ارزیابی محیط زیست، آمایش سرزمین و ارزیابی اثرات توسعه برای کشور اشاره کرد. از وی تا کنون 8 کتاب به زبان فارسی و دو کتاب به زبان انگلیسی و بیش از 60 مقاله علمی پژوهشی فارسی و ۲۰ مقاله علمی پژوهشی انگلیسی منتشر شده است.
خدمات علمی و اجرایی ایشان:
1365 تا کنون, سمت سردبیر مجله محیط ‏شناسی ,دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران
1368 تا کنون, سمت مدیر گروه برنامه ‏ریزی و مدیریت محیط زیست, دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران
1360-1366سمت مدیر گروه جنگلداری, دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران
1360-1368سمت مدیر گروه شیلات و محیط زیست, دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران
عضو هیئت امنا و هیئت مدیره جبهه سبز
عضو رسمی آکادمی علوم نیویورک در سال 1374
عضو وابسته فرهنگستان علوم ایران در سال 1371
1384تا 1385 استاد مهمان دانشگاه فنی برلن - دانشگاه گرایفزوالد- دانشگاه لندن LSBU
رئیس هیئت مدیره انجمن ارزیابی محیط زیست ایران.
تاسیس گروه شیلات و محیط زیست دانشگاه تهران
تاسیس گروه برنامه‏ ریزی محیط زیست دانشگاه تهران
تاسیس دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران
تاسیس انجمن ارزیابی محیط زیست ایران
راه‎ اندازی دوره کارشناسی محیط زیست در سال 1361 در دانشگاه تهران
راه ‏اندازی دوره کارشناسی ارشد محیط زیست دانشگاه تهران در سال 1366
راه ‏اندازی دوره ‏های کارشناسی ارشد برنامه ‎ریزی محیط زیست در سال 1372
راه ‏اندازی دوره ‏های دکتری برنامه ‎ریزی محیط زیست دانشگاه تهران در سال 1380

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 19:54  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 10:14  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

 متن پیشرو کهنه است اما بنا دارم تا یک سری از کنش های سیاسی پیرامون شعار جنگ های آینده  یعنی "جنگ بشریت بر سر ِ آب"  را طی یک سری بازخوانی مطالب گذشته و آنالیز آنها جمع بندی کنم.

متــــن یـک

گزارش خبرگزاری "مهر" از پنجمین نشست جهانی آب- ترکیه ،استانبول در سال ۲۰۰۹:

پنجمین نشست جهانی آب در حالی به میزبانی ترکیه در استانبول آغاز به کار کرد که سران و نمایندگان بیش از 180 کشور دنیا را گرد هم آورده تا در خصوص  آب، حیاتی ترین ماده دنیا که به زعم بسیاری از سردمداران حکومتهای دنیا در دهه آتی به یکی از چالشهای عمده دنیا تبدیل خواهد شد، بحث و گفتگو کرده و راهکارهایی را برای جلوگیری از تبدیل شدن مایع صلح به مایه نزاع بین المللی (!!!)  دریابند.

اگرچه آمارهای بین المللی نشان می دهد که در حدود 97.5 درصد از آبهای روی زمین را آبهای شور تشکیل می دهند، اما 2.5 درصد باقیمانده می تواند راهی برای صلح میان دولتها از طریق استفاده از آن بر مبنای منافع مشترک باشد.

این موضوع خود عاملی شده است که در اجلاس جهانی آب که هم اکنون در حال برگزاری است، شعاری در دستور کار قرار گیرد و تعیین کننده محورهای این اجلاس باشد که بر مبنای آن، منابع آبی در اختیار کشورهای دنیا هرمی تصور شود که قاعده آن که تمامی مردم دنیا هستند طی سالهای آتی در راس این هرم به هم بپیوندند.

این درحالی است که این شعار که "تجمیع تفاوتها" نامگذاری شده شاید بتواند کشورهای در اختیار دارنده منابع آبی بزرگ دنیا را به نحوی قانع کند که بخشی از این نعمت در اختیار خود را برای نجات یک میلیارد و 100 میلیون نفر انسانی که از دسترسی به آب آشامیدنی و بهداشتی محروم هستند، به اشتراک گذارد.

در نهایت ارگانهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد عنوان می کنند که تا 66 سال دیگر (یعنی سال 2075 میلادی) 3 تا 7 میلیارد نفر در دنیا به قطره ای آب سالم دسترسی نخواهند داشت. اما شاید این آمار بتواند تنها اندکی به نگرانیهای بسیاری از سران کشورها که هم اکنون در راس قدرت هستند بیافزاید، اما آمار تکان دهنده تر این است که تا 16 سال آتی حدود یک سوم دنیا بدون آب خواهند بود و شاید به همین دلیل باشد که دو دهه دیگر را دهه نزاع بین المللی بر سر آب نامیده اند.

اگرچه بسیاری از نخبگان دنیا در این تلاشند که واژه "نزاع بین المللی بر سر آب" را از ذهن انسانهای حاضر و تصمیم گیرندگان فردای دنیا محو کنند و آب را مایع و مایه صلح بنامند نه نزاع.

در این راستا برخی کشورهای دنیا، از این فرصت و واژگان به نفع خود بهره برداری کرده و سعی در تجاری شدن آب دارند که تاکنون با مخالفتهای بسیاری مواجه بوده است. حتی این اعتراضها اجلاس جهانی آب در ترکیه را نیز در امان نگذاشته و بسیاری از حافظان منافع عموم مردم خواستار پاک شدن ایده "تجاری شدن آب" از اذهان شده اند.

این درحالی است که به نظر می رسد مدیریت موثر بسیاری از کشورهای تاثیرگذار در عرصه های بین المللی می تواند برای جلوگیری از تبدیل شدن چنین مفهوماتی به آلارمهای اولیه نزاع بین المللی بر سر آب که چالش هزاره سوم شده است، موثر واقع شود.

اما شاید علاوه بر عموم مردم دنیا که به نوعی ذی نفعان بهره برداری از منابع آبی به شمار می روند، سوق دادن توجهات به سمت تامین آب سالم برای کودکان سراسر دنیا، یکی از ابزارهایی است که دولتها و طرفداران کودکان به آن برای توجه دادن بیشتر سران حاکم بر دنیا به موضوع آب به کار گرفته اند.

آمارهای بین المللی نشان می دهد، در مناطقی از دنیا که آب سالم و بهداشتی وجود ندارد، مرگ و میر کودکان به مراتب بیشتر از مناطق توسعه یافته دنیا است، تا حدی که این آمار را 10 تا 20 برابر مرگ و میر کودکان در کشورهای پیشرفته می دانند.

براساس آمارهای WHO، هر روز در سراسر دنیا حدود 5 هزار کودک در اثر استفاده از آبهای آلوده به میکروب جان می بازند و در مجموع آبهای ناسالم سالانه 5 میلیون قربانی را در سراسر دنیا می گیرند. بر همین اساس، کودکان 21 کشور دنیا در اجلاس جهانی آب گرد هم آمدند تا تلنگری برای سیاستگذاران کلان عرصه آب در دنیا باشند. به هرحال موضوع آب، یک موضوع بین المللی است که تمامی اقشار سنی را اعم از خردسال، پیر و جوان را درگیر می کند و باید برای آن برنامه ریزی دقیقی داشت.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 0:0  توسط سید احسان توکلی نبوی  | 

ناســـا با تعریف پروژه GRACE توانسته تغییرات آب زیرمینی را بروی زمین، از آسمانها رصد کند.با این پروژه، میتوان فروروی آبهای زیرزمینی را در سطح جهان مشاهده کرد.

اصل خبر را از اینجا دنبال کنید.

عکس پایین هم برنده جایزه جهانی روز آب امساله..که در میدان شلوغ تایمز شهر نیویورک به مدت سی ثانیه به صورت انیمیشن به نمایش در آمده است؛ و پیادگان را از وضعیت فصلی آب زیرزمینی ِ زمینشان،  از سوی آسمانها باخبر می کند.

اگه هم میخاید خودتون میدان تایمز نیویورک رو واسه مشاهد بیلوبرودهای تبلیغاتیش یک زیارتی بکنید... اینـــــجا رو کلیک کنید.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 13:31  توسط سید احسان توکلی نبوی  |